غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۷۰ صائب

شاعر
صائب
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

بلند آوازه سازد شور عاشق عشق سرکش را

به فریاد آورد مشتی نمک دریای آتش را

۱

دو بالا می شود شور جنون در دامن صحرا

که گردد بال و پر میدان خالی اسب سرکش را

۲

ز سیر و دور مجنون عشق عالمسوز کامل شد

که سازد شعله جواله خوش پرگار آتش را

۳

تراوش می کند خون دل از لبهای خشک من

سفال تشنه گر بیرون دهد صهبای بی غش را

۴

به احسان دولت دنیای فانی می شود باقی

عنانداری به دست باز کن این اسب سرکش را

۵

کجا آگاه گردی از دل صاف خشن پوشان؟

که از آیینه داری در نظر پشت منقش را

۶

فضای آسمان تنگ است بر جولان شوخ او

به افسون چون توان در شیشه کردن آن پریوش را؟

۷

به چشم خود چو مژگان جا دهد صید حرم تیرت

مکن خالی به هر صید زبون زنهار ترکش را

۸

قناعت با نگاه دور کن ز آمیزش خوبان

که آب زندگی هم می کند خاموش آتش را

۹

گذارد عشق هر کس را که نعل شوق در آتش

به اسب چوب صائب طی کند صحرای آتش را

۱۰

میفشان تخم قابل در زمین شور بی حاصل

به بی دردان مخوان زنهار صائب شعر دلکش را

۱۱

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف: راقافیه: ـش۱۱ از ۱۱ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

  • پایانِ مشترک فقط یک حرف است

پایان مصرع‌ها

  1. رارا
  2. صحرارا
  3. شدرا
  4. منرا
  5. باقیرا
  6. پوشانرا
  7. اورا
  8. تیرترا
  9. خوبانرا
  10. آتشرا
  11. حاصلرا

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ صائب

۹٬۸۷۴ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۶٬۹۹۵ شعر) قرار دارد.