غزلیاتغزل شمارهٔ ۴۰۱۲ صائبشاعرصائبمجموعهغزلیاتقالبغزلوزنمفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)منبعویکیدرجآاندازهآروشنکاغذیشبکپی متنذخیرهاشتراکافزودن به مقایسههدیه دادن این شعراشعار همقافیهنمای کتابیکارت تصویریتردد از دل بیآرزو نمیآیدچو پای خفته ز من جستجو نمیآید۱اگر رسد به لبم جان ز تنگدستیهاز من فروختن آبرو نمیآید۲نهفته گنجی اگر نیست در خرابه منچرا سرم به عمارت فرونمیآید۳چو تنگحوصلگان دور مگذران از خودکه آب رفته در اینجا به جو نمیآید۴مگر عقیق تو گردد سهیل چهره منکه رنگم از می لعلی به رو نمیآید۵به خوی نازک آیینه آشنا شده استدگر ز طوطی من گفتگو نمیآید۶نهان نگردد صائب چو عشق صادق شدعلاج سینه من از رفو نمیآید۷