دولت روشندلی زوال ندارد
آب گهر بیم خشکسال ندارد
۱سوخته را هیچ کس دوبار نسوزد
اختر اهل سخن وبال ندارد
۲نیست کم از وصل گل ندیدن گلچین
بلبل ما از قفس ملال ندارد
۳خاک نشینی کمال صافدلان است
آب لباسی به از سفال ندارد
۴ابر بهاران چرا خموش نشسته است
گر صدف ما لب سؤال ندارد
۵هر که دل خویش را چو عود نسوزد
ذوق پریخوانی خیال ندارد
۶از دل منعم مجو نسیم گشایش
خانه تن پروران شمال ندارد
۷صائب اگر چشم موشکاف ترا هست
جامه اطلس قماش شال ندارد
۸