می کنم سیرگل از چاک گریبان قفس
نبض گلشن را به دست آورده ام ازخاروخس
۱عندلیبی راکه ازگل با خیال گل خوش است
هیچ باغ دلگشایی نیست چون چاک قفس
۲می شود شمع امیدش روشن از باد صبا
هرکه در راه طلب چون لاله می سوزد نفس
۳ناله دل ،زندگی رامانع تعجیل نیست
کاروانی رانسوزد دل به فریاد جرس
۴اهل معنی دل به معنی ازجهان خوش کرده اند
بلبلان رانیست جز فریاد خود فریادرس
۵از فروغ دل ،سیه گردد جهان برچشم من
پرتو مهتاب با دزدان کند کار عسس
۶نیست جزباد بروت از عشق زاهد نصیب
ساحل از دریا چه دارد غیرمشتی خار و خس ؟
۷بر نمی آید به قانع زور بازوی حریص
از لعاب عنکبوتی می شود عاجز مگس
۸سرو جنت می شود چون کرد تغییر لباس
هر دلی کامروز شد آزاد از قید هوس
۹چشم تحسین نیست صائب را ازین گفتارها
از عزیزان جهان دارد دعایی ملتمس
۱۰