زلف تو نرم شانه شد از گوشمال خط
هر مویی ازتو شد شب عید از هلال خط
۱گردد دعا به دامن شب بیش مستجاب
نومید نیستیم ز حسن مآل خط
۲دریای رحمتی است که موجش زعنبرست
روی عرق فشان تو در زیر بال خط
۳سودای زلف،حلقه بیرون در شود
در هر دلی که ریشه دواند خیال خط
۴قدر گهر ز گرد یتیمی شود زیاد
در دل مده غبار ره از خاکمال خط
۵ناقص ز پیچ و تاب شود گرچه رشته ها
گردد ز پیچ و تاب یکی صد کمال خط
۶شکر نزول آیه رحمت شکفتگی است
پنهان مساز روی خود از انفعال خط
۷از پیچ و تاب حلقه کند نام آفتاب
اصلاح دست اگر نزند بر جمال خط
۸از آب تیغ سبزه خط می شود بلند
سعی از تراش چند کنی در زوال خط؟
۹گر از بهار سبز شود تخم سوخته
آید برون ستاره خال از وبال خط
۱۰مار از هجوم مور دل از گنج بر گرفت
زلف تو کرد ترک جمال از جلال خط
۱۱آوازهاش اگرچه جهانگیر گشته بود
گلبانگ خوبی تو فزود از بلال خط
۱۲هرچند بود زلف تو پردلی علم
پس خم زد از غبار سپاه جلال خط
۱۳نعلش در آتش است ز هر حلقه ای جدا
نازش مکن به حسن سریع الزوال خط
۱۴شد ملک حسن از ستم بی حساب تو
زیر و زبر ز لشکر بی اعتدال خط
۱۵صائب شد از دمیدن او سبز حرف من
چون آب چشم خویش نسازم حلال خط؟
۱۶