خنده کردی درگلستان تازه شد ایمان گل
آتش بیطاقتی بالا گرفت از جان گل
۱رخنه ای تا هست فیض آفتاب حسن هست
بلبل ما در قفس مست است از احسان گل
۲بلبلان را در میان آب و آتش غوطه داد
گریه رسوای شبنم خنده پنهان گل
۳حسن می باید که باشد عشق گو هرگز مباش
صد قفس بال و پر بلبل بلا گردان گل
۴ای نسیم مرگ با باد خزان همراه باش
عندلیب ما ندارد طاقت هجران گل
۵یاد ایامی که می بست از محبت باغبان
گوشه دامان ما بر گوشه دامان گل
۶