شبی صدبار بر گرد دل افکار میگردم
به بوی یوسفی بر گرد این بازار میگردم
۱چنان افتاده از پرگار طاقت نقطه جانم
که بر گرد سر هر نقطه چون پرگار میگردم
۲خدا این طفل بدخو را ببخشد خواب آسایش
شبی صد بار از فریاد دل بیدار میگردم
۳کباب نسر طایر میکند خون گریه از شوقم
من ناکس چو کرکس در پی مردار میگردم
۴ز بوی گلشن فردوس پهلو میکنم خالی
سبکروحم هوا تا خوردهام بیمار میگردم
۵اگرچه نقش دیوارم به ظاهر در گرانخوابی
اگر رنگ از رخ گل میپرد بیدار میگردم
۶چنان سرشار افتاده است صائب خارخار من
که بر گرد سر خار سر دیوار میگردم
۷