غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۷۲۲ صائب

شاعر
صائب
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

نه ذوق صحبت و نه میل گفتگو دارم

لبی خموشتر از گوش آرزو دارم

۱

معاشران همه در پای خم ز دست شدند

منم که بر سر خود دست چون سبو دارم

۲

چه خنده های نمایان زبان زخمم کرد

هزار حلقه فزون جنگ با رفو دارم

۳

ز بس که تند ز پهلوی محتسب گذرم

گمان برد که مگر سرکه در کدو دارم

۴

دهن گشودن من از خمار خاموشی است

گمان برند که من ذوق گفتگو دارم

۵

به بخشش فلک پست دل نمی بندم

خبر ز عادت طفل بهانه جو دارم

۶

دمید صبح و نشدتر دماغ من صائب

دل پری ز تهیدستی سبو دارم

۷

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف: دارمقافیه: ـو۷ از ۷ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

پایان مصرع‌ها

  1. دارمدارم
  2. شدنددارم
  3. کرددارم
  4. گذرمدارم
  5. استدارم
  6. بندمدارم
  7. صائبدارم

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ صائب

۹٬۸۷۴ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۶٬۹۹۵ شعر) قرار دارد.