رسیدگی ز مطالب گذشتن است اینجا
به مدعا نرسیدن، رسیدن است اینجا
۱خراب هر که شد، از سیل می شود ایمن
علاج مرگ ز جان دست شستن است اینجا
۲وصال کعبه طلب می کنی، شتابان باش
که چوب منع، نفس راست کردن است اینجا
۳ز فکر توشه مکن دوش خود گران زنهار
که زاد راه، دل خویش خوردن است اینجا
۴غزاله ای که قرار از تو برده تسخیرش
کمند گردنش از خود گسستن است اینجا
۵به پای سعی ره دور عشق طی نشود
علاج، هر قدم از خویش رفتن است اینجا
۶فتاده است ترا رشته نظر کوتاه
وگرنه تنگتر از چشم سوزن است اینجا
۷ز دیده نگران است روشنایی دل
که آفتاب، نظر باز روزن است اینجا
۸به ذره ذره چو ریگ روان درین وادی
به هر چه می نگرم، گرم رفتن است اینجا
۹درین ریاض اگر باغ دلگشایی هست
چو غنچه سر به گریبان کشیدن است اینجا
۱۰چو خوشه گردی دعوی مکش به عالم خاک
که برق تیغ حوادث به خرمن است اینجا
۱۱توان به زخم زبان برگ شادمانی یافت
که خار را گل عشرت به دامن است اینجا
۱۲درین خرابه اگر هست شغل دلچسبی
به آه، خانه دل پاک رفتن است اینجا
۱۳نشاط دهر به زخم ندامت آغشته است
شراب خوردن ما شیشه خوردن است اینجا
۱۴ز سیل حادثه صائب زمانه خالی نیست
نه جای راحت و هنگام خفتن است اینجا
۱۵