غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۰۷۷ صائب

شاعر
صائب
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

صبح شد ساقی نقاب دختر رز برفکن

زان لب شیرین، نمک در دیده ساغر فکن

۱

آتشی در دل ز عشق لاابالی برفروز

آرزوی خام را چون عود در مجمر فکن

۲

صیقلی کن سینه خود را ز موج اشک و آه

دفتر آیینه را در پیش اسکندر فکن

۳

جمع کن خار و خس این دشت را چون گردباد

در گریبان سپهر و دیده اختر فکن

۴

از صدف آیین دشمن پروری را یاد گیر

تیغ اگر بارد به فرقت، از دهن گوهر فکن

۵

شهپر سالک سبکباری است در راه طلب

هر که دستار ترا خواهد، به پایش سرفکن

۶

نعل وارونی است هر موجی درین دریای خون

هر کجا بیم خطر افزون بود لنگر فکن

۷

آرمیدن شعله را مغلوب خاکستر کند

رخنه ها در سینه افلاک، چون مجمر فکن

۸

دولت بیدار در زیر سر افتادگی است

خواب در هر جا که سنگینی کند، لنگر فکن

۹

تا مگر صائب چراغ کشته ات روشن شود

چند روزی در گریبان خواب را اخگر فکن

۱۰

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف: فکنقافیه: ـر۹ از ۱۰ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

  • پایانِ مشترک فقط یک حرف است
  • برخی مصرع‌ها از الگو پیروی نمی‌کنند
  • مصرع نخست مطلع در الگو نمی‌گنجد

پایان مصرع‌ها

  1. برفکنفکن
  2. برفروزفکن
  3. آهفکن
  4. گردبادفکن
  5. گیرفکن
  6. طلبسرفکن
  7. خونفکن
  8. کندفکن
  9. استفکن
  10. شودفکن

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ صائب

۹٬۸۷۴ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۶٬۹۹۵ شعر) قرار دارد.