غزلیاتغزل شمارهٔ ۶۷۲ صائبشاعرصائبمجموعهغزلیاتقالبغزلوزنمفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)منبعویکیدرجآاندازهآروشنکاغذیشبکپی متنذخیرهاشتراکافزودن به مقایسههدیه دادن این شعراشعار همقافیهنمای کتابیکارت تصویریغم حساب ندارم ز میْپرستیهاکه نیست قابل تعبیر، خواب مستیها۱به قدر آنچه شوی پست، سربلند شویگرفتهایم عیار بلند و پستیها۲نسیم جاذبهای پیش راه ما بفرستکه گشت سد ره ما غبار هستیها۳که میکند سر زلف حواس ما را جمع؟به غیر بیخودی عشق و خواب مستیها۴بگیر سر خط عبرت ز قطع زلف ایازکشیده دار عنان درازدستیها۵به وصل او نرسیدم ز مفلسی صائبسیاه در دو جهان روی تنگدستیها!۶