هر که پیوندد به اهل حق ز مردان خداست
آهن پیوسته با آهن ربا، آهن رباست
۱قدر روشندل فزون از خاکساری می شود
بر گهر گرد یتیمی سایه بال هماست
۲قهرمان عشق می باشد به عاشق مهربان
کشتی غواص گوهر جو به دریا آشناست
۳از مآل شادمانی سربلندان غافلند
اره این نخل سرکش خنده دندان نماست
۴بی دلان طفل مشرب زین سیاهی می رمند
دیده بالغ نظر را خط مشکین توتیاست
۵حسن را بی پرده دیدن از ادب دورست دور
دیده ما شرمگینان چون زره زیر قباست
۶گرچه دست اهل دولت هست در ظاهر بلند
دست ارباب دعا بالاترین دستهاست
۷عشق در پیران بود چون طبل در زیر گلیم
در جوانان عشق شورانگیز، عید و روستاست
۸دیده تن پروران آب سیاه آورده است
ورنه شمشیر شهادت موجه آب بقاست
۹از غبار دل، زبان آتشین گفتار من
زنده زیر خاک صائب چون چراغ آسیاست
۱۰