متفرقاتشمارهٔ ۹۱ صائبشاعرصائبمجموعهمتفرقاتوزنمفتعلن فاعلن مفتعلن فاعلن (منسرح مطوی مکشوف)منبعویکیدرجآاندازهآروشنکاغذیشبکپی متنذخیرهاشتراکافزودن به مقایسههدیه دادن این شعرنمای کتابیکارت تصویریتا خیال زلف او ره در دل دیوانه داشتاز پر و بال پری جاروب این ویرانه داشت۱شیشه ناموس من تا بر کنار طاق بودهر که سنگی داشت از بهر من دیوانه داشت۲می شکست از خون من دایم خمار خویش راچشم مخموری که در هر گوشه صد میخانه داشت۳