غزلیاتشمارهٔ ۱۸۰ وحشی بافقیشاعروحشی بافقیمجموعهغزلیاتقالبغزلوزنمفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)منبعویکیدرجآاندازهآروشنکاغذیشبکپی متنذخیرهاشتراکافزودن به مقایسههدیه دادن این شعراشعار همقافیهنمای کتابیکارت تصویریپی وصلش نخواهم زود یاری در میان افتدکه شوق افزون شود چون روزگاری در میان افتد۱به خود دادم قرار صبر بی او یک دو روز امااز آن ترسم که ناگه روزگاری در میان افتد۲فغان کز دست شد کارم ز هجر و کار سازان راز ضعف طالعم هر روز کاری در میان افتد۳خوش آن روزی که چون گویند پیشت حرف مشتاقانحدیث درد من هم از کناری در میان افتد۴