غزلیات

شمارهٔ ۱۷۴ وحشی بافقی

مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

نشانم پیش تیرش کاش تیرش بر نشان آید

که پیشم از پی تیر خود آن ابرو کمان آید

۱

مگوییدش حدیث کوه درد من که می‌ترسم

چو گویید این سخن ناگه برآن خاطر گران آید

۲

از آنم کس نمی‌پرسد که چون پرسد کسی حالم

باو گویم غم دل آنقدر کز من به جان آید

۳

بیا ای باد خاکم بر سر هر رهگذر افکن

که دامانش بگیرم هر کجا دامن کشان آید

۴

ز شوق او نرفتم سوی بستان ، بهر آن رفتم

که شاید نخل من روزی به سوی بوستان آید

۵

تو دمساز رقیبانی چنین معلوم می‌گردد

که چون خوانی مرا نام رقیبت بر زبان آید

۶

صبوحی کرده میامد، بسی خون کرده رفتارش

بلی خونها شود جایی که مستی آنچنان آید

۷

مگو وحشی چرا از بزم او غمناک می‌آیی

کسی کز بزم او بیرون رود چون شادمان آید

۸

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف احتمالی: آیدقافیه: ـان۸ از ۸ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

«آید» به واژهٔ پیش از خود چسبیده است؛ ممکن است نشانهٔ جمع یا پسوند دستوری باشد نه ردیفی جدا. تشخیص نهایی با تحلیل ادبیِ انسانی است.

  • پایان مشترک ممکن است فقط یک پسوند دستوری باشد
  • با حروف قافیهٔ منبع هم‌خوان نیست

پایان مصرع‌ها

  1. آیدآید
  2. می‌ترسمآید
  3. حالمآید
  4. افکنآید
  5. رفتمآید
  6. می‌گرددآید
  7. رفتارشآید
  8. می‌آییآید

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ وحشی بافقی

۶۵۱ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۳۹۷ شعر) قرار دارد.