بخش
غزلیات وحشی بافقی
این بخش از «دیوان اشعار» وحشی بافقی است و ۳۹۷ مورد منتشرشده دارد (غزل ۳۹۷).
- مورد منتشرشده
- ۳۹۷
- صفحه
- ۲۵
ترتیب: صعودی · نزولی
پالایش بر پایهٔ وزن
- ۱شمارهٔ ۱آه ، تا کی ز سفر باز نیایی؟ بازآاشتیاق تو مرا سوخت. کجایی؟ بازآخواندن غزل ‹
- ۲شمارهٔ ۲کشیده عشق در زنجیر، جان ناشکیبا رانهاده کار صعبی پیش، صبر بند فرسا راخواندن غزل ‹
- ۳شمارهٔ ۳راندی ز نظر، چشم بلا دیدهٔ ما رااین چشم کجا بود ز تو، دیدهٔ ما راخواندن غزل ‹
- ۴شمارهٔ ۴چند به دل فرو خورم این تف سینه تاب رادر ته دوزخ افکنم جان پر اضطراب راخواندن غزل ‹
- ۵شمارهٔ ۵تازه شد آوازهٔ خوبی ، گلستان ترانغمه سنج نو، مبارک باد، بستان تراخواندن غزل ‹
- ۶شمارهٔ ۶من آن مرغم که افکندم به دام صد بلا خود رابه یک پرواز بی هنگام کردم مبتلا خود راخواندن غزل ‹
- ۷شمارهٔ ۷طی زمان کن ای فلک ، مژدهٔ وصل یار راپارهای از میان ببر این شب انتظار راخواندن غزل ‹
- ۸شمارهٔ ۸خیز و به ناز جلوه ده قامت دلنواز راچون قد خود بلند کن پایهٔ قدر ناز راخواندن غزل ‹
- ۹شمارهٔ ۹نرخ بالا کن متاع غمزهٔ غماز راشیوه را بشناس قیمت، قدر مشکن ناز راخواندن غزل ‹
- ۱۰شمارهٔ ۱۰نبود طلوع از برج ما، آن ماه مهر افروز راتغییر طالع چون کنم این اختر بد روز راخواندن غزل ‹
- ۱۱شمارهٔ ۱۱بار فراق بستم و ، جز پای خویش راکردم وداع جملهٔ اعضای خویش راخواندن غزل ‹
- ۱۲شمارهٔ ۱۲عزت مبردر کار دل این لطف بیش از پیش رااین بس که ضایع میکنی برمن جفای خویش راخواندن غزل ‹
- ۱۳شمارهٔ ۱۳منع مهر غیر نتوان کرد یار خویش راهر که باشد، دوست دارد دوستار خویش راخواندن غزل ‹
- ۱۴شمارهٔ ۱۴چیست قصد خون من آن ترک کافر کیش راای مسلمانان نمیدانم گناه خویش راخواندن غزل ‹
- ۱۵شمارهٔ ۱۵هست امیدِ قوتی بختِ ضعیفحال رامژدهٔ یک خرام ده منتظرِ وصال راخواندن غزل ‹
- ۱۶شمارهٔ ۱۶بر سر نکشت درتب غم هیچکس مراجز دود دل که بست نفس بر نفس مراخواندن غزل ‹
