بخش
رباعیات وحشی بافقی
این بخش از «دیوان اشعار» وحشی بافقی است و ۶۶ مورد منتشرشده دارد (رباعی ۶۶).
- مورد منتشرشده
- ۶۶
- صفحه
- ۵
ترتیب: صعودی · نزولی
- ۱رباعی شمارهٔ ۱یارب که بقای جاودانی باداکامت بادا و کامرانی باداخواندن رباعی ‹
- ۲رباعی شمارهٔ ۲عشرت بادا صبح تو و شام تراآغاز تو را خوشی و انجام تراخواندن رباعی ‹
- ۳رباعی شمارهٔ ۳شد یار و به غم ساخت گرفتار مرانگذاشت به درد دل افکار مراخواندن رباعی ‹
- ۴رباعی شمارهٔ ۴جان سوخت ز داغ دوری یار مراافزود سد آزار بر آزار مراخواندن رباعی ‹
- ۵رباعی شمارهٔ ۵از بهر نشیمن شه عرش جناببنگر که چه خوش دست به هم داد اسبابخواندن رباعی ‹
- ۶رباعی شمارهٔ ۶اندر ره انتظار چشمی که مراستبی نور شد و وصال تو ناپیداستخواندن رباعی ‹
- ۷رباعی شمارهٔ ۷آن سرو که جایش دل غم پرور ماستجان در غم بالاش گرفتار بلاستخواندن رباعی ‹
- ۸رباعی شمارهٔ ۸پیوستن دوستان به هم آسان استدشوار بریدن است و آخر آن استخواندن رباعی ‹
- ۹رباعی شمارهٔ ۹شاها سربخت بر در دولت تستیک خیمه فلک ز اردوی شوکت تستخواندن رباعی ‹
- ۱۰رباعی شمارهٔ ۱۰اکسیر حیات جاودانم بفرستکام دل و آرزوی جانم بفرستخواندن رباعی ‹
- ۱۱رباعی شمارهٔ ۱۱شوخی که خطش آیهٔ فرخ فالی استنادیدن آن موجب صد بد حالی استخواندن رباعی ‹
- ۱۲رباعی شمارهٔ ۱۲جز فکر جدا شدن ز دلدارم نیستاین صبر هراسنده ولی یارم نیستخواندن رباعی ‹
- ۱۳رباعی شمارهٔ ۱۳مجنون که کمال عشق و حیرانی داشتمهری نه چو این مهر که میدانی داشتخواندن رباعی ‹
- ۱۴رباعی شمارهٔ ۱۴شاها سر روزگار پامال تو بادگردون ز کتل کشان اجلال تو بادخواندن رباعی ‹
- ۱۵رباعی شمارهٔ ۱۵شاها چو کمان قدر به فرمان تو بادچون گوی فلک در خم چوگان تو بادخواندن رباعی ‹
- ۱۶رباعی شمارهٔ ۱۶صید افکنی مراد آیین تو بادعیوق شکارگاه شاهین تو بادخواندن رباعی ‹
