بخش
غزلیات وحشی بافقی
این بخش از «دیوان اشعار» وحشی بافقی است و ۳۹۷ مورد منتشرشده دارد (غزل ۳۹۷).
- مورد منتشرشده
- ۳۹۷
- صفحه
- ۲۵
ترتیب: صعودی · نزولی
پالایش بر پایهٔ وزن
- ۱۱۳شمارهٔ ۱۱۳عیاذباله از روزی که عشقم در جنون آردسر زنجیر گیرد و ز در عقلم درون آردخواندن غزل ‹
- ۱۱۴شمارهٔ ۱۱۴باده کو تا خرد این دعوی بیجا ببردبیخودی آید و ننگ خودی از ما ببردخواندن غزل ‹
- ۱۱۵شمارهٔ ۱۱۵غمزهٔ او حشر فتنه به هر جا ببردعافیت را همه اسباب به یغما ببردخواندن غزل ‹
- ۱۱۶شمارهٔ ۱۱۶شام هجران تو تشریف به هر جا ببرددر پس و پیش هزاران شب یلدا ببردخواندن غزل ‹
- ۱۱۷شمارهٔ ۱۱۷باده کو تا خرد، این دعوی بیجا ببَردبیخودی آید و ننگ خودی از ما ببردخواندن غزل ‹
- ۱۱۸شمارهٔ ۱۱۸دلم امروز از آن لب هر زمان شکری دگر داردزبان کز شکوهام پر زهر بود اکنون شکر داردخواندن غزل ‹
- ۱۱۹شمارهٔ ۱۱۹به زیرِ لب حدیثِ تلخ کـآن بیدادگر داردبود زهری که بهرِ کشتنِ ما در شکر داردخواندن غزل ‹
- ۱۲۰شمارهٔ ۱۲۰به تنگ آمد دلم یک خنجرِ کاری طمع دارداز آن مژگانِ قتال اینقدر یاری طمع داردخواندن غزل ‹
- ۱۲۱شمارهٔ ۱۲۱چشم او قصد عقل و دین داردلشکر فتنه در کمین داردخواندن غزل ‹
- ۱۲۲شمارهٔ ۱۲۲جانان نظری کو ز وفا داشت نداردلطفی که از این پیش به ما داشت نداردخواندن غزل ‹
- ۱۲۳شمارهٔ ۱۲۳کار خوبی نه بگفت دگران باید کردهر چه فرمان بدهد حسن چنان باید کردخواندن غزل ‹
- ۱۲۴شمارهٔ ۱۲۴خوش آن نیاز که رفع حیا تواند کردنگاه را به نگاه آشنا تواند کردخواندن غزل ‹
- ۱۲۵شمارهٔ ۱۲۵کی دیدمش که قصد دل زار من نکردننشست با رقیبی و آزار من نکردخواندن غزل ‹
- ۱۲۶شمارهٔ ۱۲۶چه گویمت که چه با جانم اشتیاق نکردچه کارها که به فرمودهٔ فراق نکردخواندن غزل ‹
- ۱۲۷شمارهٔ ۱۲۷دگر آن شبست امشب که ز پی سحر نداردمن و باز آن دعاها که یکی اثر نداردخواندن غزل ‹
- ۱۲۸شمارهٔ ۱۲۸تاب رخ او مهر جهانتاب نداردجز زلف کسی پیش رخش تاب نداردخواندن غزل ‹
