بخش

غزلیات وحشی بافقی

این بخش از «دیوان اشعار» وحشی بافقی است و ۳۹۷ مورد منتشرشده دارد (غزل ۳۹۷).

مورد منتشرشده
۳۹۷
صفحه
۲۵

ترتیب: صعودی · نزولی

پالایش بر پایهٔ وزن (۱۶ وزن)

اشعار (۳۹۷ مورد · نمایش ۲۴۱ تا ۲۵۶)

  1. ۲۴۱شمارهٔ ۲۴۱روزی این بیگانگی بیرون کند از خوی خویشآشنای ما شود مارا بخواند سوی خویشخواندن غزل ‹
  2. ۲۴۲شمارهٔ ۲۴۲کردیم نامزد به تو نابود و بود خویشگشتیم هیچکارهٔ ملک وجود خویشخواندن غزل ‹
  3. ۲۴۳شمارهٔ ۲۴۳در مانده‌ام به درد دل بی علاج خویشو ز بد مزاجی دل کودک مزاج خویشخواندن غزل ‹
  4. ۲۴۴شمارهٔ ۲۴۴بند دیگر دارم از عشقت به هر پیوند خویشجذبه‌ای خواهم که از هم بگسلانم بند خویشخواندن غزل ‹
  5. ۲۴۵شمارهٔ ۲۴۵ما در مقام صبر فشردیم گام خویشیک گام آن‌طرف ننهیم از مقام خویشخواندن غزل ‹
  6. ۲۴۶شمارهٔ ۲۴۶تو و هر روز و بزم عشرت خویشمن و شبها و کنج محنت خویشخواندن غزل ‹
  7. ۲۴۷شمارهٔ ۲۴۷ریخت خونم را و برد از پیش آن بیداد کیشخون چون من بی کسی آسان توان بردن ز پیشخواندن غزل ‹
  8. ۲۴۸شمارهٔ ۲۴۸الاهی از میان ناپسندان بر کران دارشز دام حیلهٔ مردم فریبان در امان دارشخواندن غزل ‹
  9. ۲۴۹شمارهٔ ۲۴۹مستحق کشتنم خود قائلم زارم بکشبی گنه می‌کشتیم ، اکنون گنهکارم بکشخواندن غزل ‹
  10. ۲۵۰شمارهٔ ۲۵۰کوهکن بر یاد شیرین و لب جان پرورشجان شیرین داد و غیر از تیشه نامد بر سرشخواندن غزل ‹
  11. ۲۵۱شمارهٔ ۲۵۱با جوانی چند در عین وفا می‌بینمشباز با جمع غریبی آشنا می‌بینمشخواندن غزل ‹
  12. ۲۵۲شمارهٔ ۲۵۲بست زبان شِکوه‌ام، لب به سخن گشادنشعذر عتاب گفتن و وعدهٔ وصل دادنشخواندن غزل ‹
  13. ۲۵۳شمارهٔ ۲۵۳بر میان دامن زدن بینند و چابک رفتنشتا چو من افتاده‌ای نا گه بگیرد دامنشخواندن غزل ‹
  14. ۲۵۴شمارهٔ ۲۵۴نیستم یک دم ز درد و محنت هجران خلاصکو اجل تا سازدم زین درد بی درمان خلاصخواندن غزل ‹
  15. ۲۵۵شمارهٔ ۲۵۵تکیه کردم بر وفای او غلط کردم، غلطباختم جان در هوای او غلط کردم، غلطخواندن غزل ‹
  16. ۲۵۶شمارهٔ ۲۵۶بی رخِ جان‌پرورِ جانان مرا از جان چه حظاز چنان جانی که باشد بی رخِ جانان چه حظخواندن غزل ‹