بخش
غزلیات وحشی بافقی
این بخش از «دیوان اشعار» وحشی بافقی است و ۳۹۷ مورد منتشرشده دارد (غزل ۳۹۷).
- مورد منتشرشده
- ۳۹۷
- صفحه
- ۲۵
ترتیب: صعودی · نزولی
پالایش بر پایهٔ وزن
- ۲۴۱شمارهٔ ۲۴۱روزی این بیگانگی بیرون کند از خوی خویشآشنای ما شود مارا بخواند سوی خویشخواندن غزل ‹
- ۲۴۲شمارهٔ ۲۴۲کردیم نامزد به تو نابود و بود خویشگشتیم هیچکارهٔ ملک وجود خویشخواندن غزل ‹
- ۲۴۳شمارهٔ ۲۴۳در ماندهام به درد دل بی علاج خویشو ز بد مزاجی دل کودک مزاج خویشخواندن غزل ‹
- ۲۴۴شمارهٔ ۲۴۴بند دیگر دارم از عشقت به هر پیوند خویشجذبهای خواهم که از هم بگسلانم بند خویشخواندن غزل ‹
- ۲۴۵شمارهٔ ۲۴۵ما در مقام صبر فشردیم گام خویشیک گام آنطرف ننهیم از مقام خویشخواندن غزل ‹
- ۲۴۶شمارهٔ ۲۴۶تو و هر روز و بزم عشرت خویشمن و شبها و کنج محنت خویشخواندن غزل ‹
- ۲۴۷شمارهٔ ۲۴۷ریخت خونم را و برد از پیش آن بیداد کیشخون چون من بی کسی آسان توان بردن ز پیشخواندن غزل ‹
- ۲۴۸شمارهٔ ۲۴۸الاهی از میان ناپسندان بر کران دارشز دام حیلهٔ مردم فریبان در امان دارشخواندن غزل ‹
- ۲۴۹شمارهٔ ۲۴۹مستحق کشتنم خود قائلم زارم بکشبی گنه میکشتیم ، اکنون گنهکارم بکشخواندن غزل ‹
- ۲۵۰شمارهٔ ۲۵۰کوهکن بر یاد شیرین و لب جان پرورشجان شیرین داد و غیر از تیشه نامد بر سرشخواندن غزل ‹
- ۲۵۱شمارهٔ ۲۵۱با جوانی چند در عین وفا میبینمشباز با جمع غریبی آشنا میبینمشخواندن غزل ‹
- ۲۵۲شمارهٔ ۲۵۲بست زبان شِکوهام، لب به سخن گشادنشعذر عتاب گفتن و وعدهٔ وصل دادنشخواندن غزل ‹
- ۲۵۳شمارهٔ ۲۵۳بر میان دامن زدن بینند و چابک رفتنشتا چو من افتادهای نا گه بگیرد دامنشخواندن غزل ‹
- ۲۵۴شمارهٔ ۲۵۴نیستم یک دم ز درد و محنت هجران خلاصکو اجل تا سازدم زین درد بی درمان خلاصخواندن غزل ‹
- ۲۵۵شمارهٔ ۲۵۵تکیه کردم بر وفای او غلط کردم، غلطباختم جان در هوای او غلط کردم، غلطخواندن غزل ‹
- ۲۵۶شمارهٔ ۲۵۶بی رخِ جانپرورِ جانان مرا از جان چه حظاز چنان جانی که باشد بی رخِ جانان چه حظخواندن غزل ‹
