بخش
غزلیات وحشی بافقی
این بخش از «دیوان اشعار» وحشی بافقی است و ۳۹۷ مورد منتشرشده دارد (غزل ۳۹۷).
- مورد منتشرشده
- ۳۹۷
- صفحه
- ۲۵
ترتیب: صعودی · نزولی
پالایش بر پایهٔ وزن
- ۲۵۷شمارهٔ ۲۵۷قیمتِ اهلِ وفا یار ندانست دریغقدرِ یارانِ وفادار ندانست دریغخواندن غزل ‹
- ۲۵۸شمارهٔ ۲۵۸به سودای تو مشغولم ز غوغای جهان فارغز هجر دائمی ایمن ز وصل جاودان فارغخواندن غزل ‹
- ۲۵۹شمارهٔ ۲۵۹شمع بزم غیر شد با روی آتشناک، حیفریخت آخر آبروی خویش را برخاک، حیفخواندن غزل ‹
- ۲۶۰شمارهٔ ۲۶۰مستغنی است از همه عالم گدای عشقما و گدایی در دولتسرای عشقخواندن غزل ‹
- ۲۶۱شمارهٔ ۲۶۱مده از خنده فریب و مزن از غمزه خدنگرو که ما را به تو من بعد نه صلح است و نه جنگخواندن غزل ‹
- ۲۶۲شمارهٔ ۲۶۲تو زمن پرس قدر روز وصالتشنه داند که چیست آب زلالخواندن غزل ‹
- ۲۶۳شمارهٔ ۲۶۳کی تبسم دور از آن شیرین تکلم میکنمزهر خند است این که پنداری تبسم میکنمخواندن غزل ‹
- ۲۶۴شمارهٔ ۲۶۴دل باز رست از تو ،ز بند زمانه همدر هم شکست بند و در بند خانه همخواندن غزل ‹
- ۲۶۵شمارهٔ ۲۶۵تا چند به غمخانهٔ حسرت بنشینموقتست که با یار به عشرت بنشینمخواندن غزل ‹
- ۲۶۶شمارهٔ ۲۶۶برزن ای دل دامن کوشش که کاری کردهامباز خود را هرزه گرد رهگذاری کردهامخواندن غزل ‹
- ۲۶۷شمارهٔ ۲۶۷هر خون که تو دادی چو می ناب کشیدیمزهر تو به سد رغبت جلاب کشیدیمخواندن غزل ‹
- ۲۶۸شمارهٔ ۲۶۸سحر کجاست که فراش جلوهگاه توامنشسته بر سر ره دیدهبان راه توامخواندن غزل ‹
- ۲۶۹شمارهٔ ۲۶۹ما چون ز دری پای کشیدیم، کشیدیمامید ز هر کس که بریدیم، بریدیمخواندن غزل ‹
- ۲۷۰شمارهٔ ۲۷۰عشق ما پرتو ندارد ما چراغ مردهایمگرم کن هنگامهٔ دیگر که ما افسردهایمخواندن غزل ‹
- ۲۷۱شمارهٔ ۲۷۱من این کوشش که در تسخیر آن خودکام میکردماگر وحشی غزالی بود او را رام میکردمخواندن غزل ‹
- ۲۷۲شمارهٔ ۲۷۲نیستیم از دوریت با داغ حرمان نیستیمدل پشیمان است لیکن ما پشیمان نیستیمخواندن غزل ‹
