بخش
غزلیات وحشی بافقی
این بخش از «دیوان اشعار» وحشی بافقی است و ۳۹۷ مورد منتشرشده دارد (غزل ۳۹۷).
- مورد منتشرشده
- ۳۹۷
- صفحه
- ۲۵
ترتیب: صعودی · نزولی
پالایش بر پایهٔ وزن
- ۳۳شمارهٔ ۳۳کسی خود جان نبرد از شیوهٔ چشم فسونسازتدگر قصد که داری ای جهانی کشتهٔ نازتخواندن غزل ‹
- ۳۴شمارهٔ ۳۴این زمان یارب مه محمل نشین من کجاستآرزو بخش دل اندوهگین من کجاستخواندن غزل ‹
- ۳۵شمارهٔ ۳۵یاد او کردم ز جان صد آه درد آلود خاستخوی گرمش در دلم بگذشت و از دل دود خاستخواندن غزل ‹
- ۳۶شمارهٔ ۳۶لطفِ پنهانی او در حقِ من بسیار استگر بهظاهر سخنش نیست سخن بسیار استخواندن غزل ‹
- ۳۷شمارهٔ ۳۷در ره پر خطر عشق بتان بیم سر استبر حذر باش در این راه که سر در خطر استخواندن غزل ‹
- ۳۸شمارهٔ ۳۸بازم از نو خم ابروی کسی در نظر استسلخ ماه دگر و غرهٔ ماه دگر استخواندن غزل ‹
- ۳۹شمارهٔ ۳۹تا مقصد عشاق رهی دور و دراز استیک منزل از آن بادیهٔ عشق مجاز استخواندن غزل ‹
- ۴۰شمارهٔ ۴۰خوش است بزم ولی پر ز خائن راز استسخن به رمز بگویم که غیر، غماز استخواندن غزل ‹
- ۴۱شمارهٔ ۴۱عتاب اگر چه همان در مقام خونریز استولیک تیغ تغافل نه آنچنان تیز استخواندن غزل ‹
- ۴۲شمارهٔ ۴۲طراز سبزهٔ بر گلشن عذار خوش استمعین است که گلشن به نوبهار خوش استخواندن غزل ‹
- ۴۳شمارهٔ ۴۳خوار میکن ، زار میکش، منتت بر جان ماستخواری ظاهر گواه عزت پنهان ماستخواندن غزل ‹
- ۴۴شمارهٔ ۴۴امروز ناز عذر جفاهای رفته خواستعذری که او نخواست، تبسم ، نهفته خواستخواندن غزل ‹
- ۴۵شمارهٔ ۴۵یار ما بی رحم یاری بوده استعشق او با صعب کاری بوده استخواندن غزل ‹
- ۴۶شمارهٔ ۴۶ابر است و اعتدال هوای خزانی استساقی بیا که وقت می ارغوانی استخواندن غزل ‹
- ۴۷شمارهٔ ۴۷در دل همان محبت پیشینه باقی استآن دوستی که بود در این سینه باقی استخواندن غزل ‹
- ۴۸شمارهٔ ۴۸ترک من تیغ به کف ، بر زده دامن برخاستجان فدایش که به خون ریختن من برخاستخواندن غزل ‹
