در دل همان محبت پیشینه باقی است
آن دوستی که بود در این سینه باقی است
۱باز آ و حسن جلوه ده و عرض ناز کن
کان دل که بود صاف چو آیینه باقی است
۲از ما فروتنیست بکش تیغ انتقام
بر خاطر شریفت اگر کینه باقی است
۳نقدینه وفاست همان بر عیار خویش
قفلی که بود بر در گنجینه باقی است
۴وحشی اگر ز کسوت رندی دلت گرفت
زهد و صلاح و خرقهٔ پشمینه باقی است
۵