غزلیات

شمارهٔ ۴۸ وحشی بافقی

مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

ترک من تیغ به کف ، بر زده دامن برخاست

جان فدایش که به خون ریختن من برخاست

۱

می‌کشیدند ملایک همه چون سرمه به چشم

هر غباری که ترا از سم توسن برخاست

۲

خرمن مشک چو بر دور مهت ظاهر شد

دود از جان من سوخته خرمن برخاست

۳

وحشی سوخته را بستر سنجاب نمود

هر سحرگه که ز خاکستر گلشن برخاست

۴

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف: برخاستقافیه: ـن۴ از ۴ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

  • پایانِ مشترک فقط یک حرف است
  • شمار مصرع‌های بررسی‌شده کم است

پایان مصرع‌ها

  1. برخاستبرخاست
  2. چشمبرخاست
  3. شدبرخاست
  4. نمودبرخاست

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ وحشی بافقی

۶۵۱ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۳۹۷ شعر) قرار دارد.