غزلیاتشمارهٔ ۴۸ وحشی بافقیشاعروحشی بافقیمجموعهغزلیاتقالبغزلوزنفعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)منبعویکیدرجآاندازهآروشنکاغذیشبکپی متنذخیرهاشتراکافزودن به مقایسههدیه دادن این شعراشعار همقافیهنمای کتابیکارت تصویریترک من تیغ به کف ، بر زده دامن برخاستجان فدایش که به خون ریختن من برخاست۱میکشیدند ملایک همه چون سرمه به چشمهر غباری که ترا از سم توسن برخاست۲خرمن مشک چو بر دور مهت ظاهر شددود از جان من سوخته خرمن برخاست۳وحشی سوخته را بستر سنجاب نمودهر سحرگه که ز خاکستر گلشن برخاست۴