به جور، ترک محبت خلاف عادت ماست
وفا مصاحب دیرینهٔ محبت ماست
۱تو و خلاف مروت خدا نگه دارد
به ما جفای تو از بخت بی مروت ماست
۲بسا گدا به شهان نرد عشق باختهاند
به ما مخند که این رسم بد نه بدعت ماست
۳به دیگری نگذاریم ، مردهایم مگر
نشان تیر تغافل شدن که خدمت ماست
۴تویی که عزت ما میبری به کم محلی
و گرنه خواری عشقت هلاک صحبت ماست
۵به دعوی آمده بودیم چاشنی کردیم
کمانِ تو، نه به بازوی صبر و طاقت ماست
۶هزار بنده چو وحشی خرید و کرد آزاد
کند مضایقه از یک نگه که قیمت ماست
۷