غزلیات

شمارهٔ ۴۰ وحشی بافقی

مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

خوش است بزم ولی پر ز خائن راز است

سخن به رمز بگویم که غیر، غماز است

۱

که بر خزانهٔ این رازهای پنهان زد؟

که قفل تافته افتاده است و در باز است

۲

به اعتماد کس ای غنچه راز دل مگشای

که بلبل تو به زاغ و زغن هم آواز است

۳

نه زخم ماست همین از کمان دشمن و بس

که دوست نیز کمان ساز و ناوک انداز است

۴

زمان قهقههٔ کبک ، خوش دراز کشید

مجال گریهٔ خونین و چنگل باز است

۵

حذر ز وحشت این آستانه کن وحشی

غبار بال بر افشان که وقت پرواز است

۶

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف: استقافیه: ـاز۶ از ۶ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

پایان مصرع‌ها

  1. استاست
  2. زداست
  3. مگشایاست
  4. بساست
  5. کشیداست
  6. وحشیاست

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ وحشی بافقی

۶۵۱ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۳۹۷ شعر) قرار دارد.