غزلیات

شمارهٔ ۳۹ وحشی بافقی

مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

تا مقصد عشاق رهی دور و دراز است

یک منزل از آن بادیهٔ عشق مجاز است

۱

در عشق اگر بادیه‌ای چند کنی طی

بینی که در این ره چه نشیب و چه فراز است

۲

سد بلعجبی هست همه لازمه عشق

از جمله یکی قصهٔ محمود و ایاز است

۳

عشق است که سر در قدم ناز نهاده

حسن است که می‌گردد و جویای نیاز است

۴

این زاغ عجب چیست که کبک دریش را

رنگینی منقار ز خون دل باز است

۵

این مهرهٔ مومی که دل ماست چه تابد

با برق جنون کاتش یاقوت گداز است

۶

وحشی تو برون مانده‌ای از سعی کم خویش

ورنه در مقصود به روی همه باز است

۷

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف: استقافیه: ـاز۷ از ۷ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

پایان مصرع‌ها

  1. استاست
  2. طیاست
  3. عشقاست
  4. نهادهاست
  5. رااست
  6. تابداست
  7. خویشاست

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ وحشی بافقی

۶۵۱ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۳۹۷ شعر) قرار دارد.