بخش
غزلیات وحشی بافقی
این بخش از «دیوان اشعار» وحشی بافقی است و ۳۹۷ مورد منتشرشده دارد (غزل ۳۹۷).
- مورد منتشرشده
- ۳۹۷
- صفحه
- ۲۵
ترتیب: صعودی · نزولی
پالایش بر پایهٔ وزن
- ۳۸۵شمارهٔ ۳۸۵چه دیدی ای که هرگز بد نبینیکه سوی مبتلای خود نبینیخواندن غزل ‹
- ۳۸۶شمارهٔ ۳۸۶آتشی در جان ما افروختیرفتی و ما را ز حسرت سوختیخواندن غزل ‹
- ۳۸۷شمارهٔ ۳۸۷من و از دور تماشای گلستان کسیبه نسیمی شده خرسند ز بستان کسیخواندن غزل ‹
- ۳۸۸شمارهٔ ۳۸۸ای از گل عذرات هر مرغ را نواییدر هر دلی خیالی بر هر سری هواییخواندن غزل ‹
- ۳۸۹شمارهٔ ۳۸۹مرا زد راه عشق خردسالیاز این نورس گلی نازک نهالیخواندن غزل ‹
- ۳۹۰شمارهٔ ۳۹۰خوش است چشم به چشم تو و نگاه نهانیرسالت دل و جان سوی هم ز راه نهانیخواندن غزل ‹
- ۳۹۱شمارهٔ ۳۹۱کردم از سجدهٔ راه تو جبین آراییسر اقبال من و پیشهٔ گردن ساییخواندن غزل ‹
- ۳۹۲شمارهٔ ۳۹۲چو پیش نقش شیرین کوهکن عرض بلا کردیاگر سنگین نبودی گوش او فریادها کردیخواندن غزل ‹
- ۳۹۳شمارهٔ ۳۹۳ای جوان ترک وش میر کدامین لشکریای خوشا آن کشوری کانجا تو صاحب کشوریخواندن غزل ‹
- ۳۹۴شمارهٔ ۳۹۴از برای خاطر اغیار خوارم میکنیمن چه کردم کاینچنین بیاعتبارم میکنیخواندن غزل ‹
- ۳۹۵شمارهٔ ۳۹۵بکش زارم چه دایم حرف از آزار میگوییتو خود آزار من کن از چه با اغیار میگوییخواندن غزل ‹
- ۳۹۶شمارهٔ ۳۹۶ای آنکه عرض حال من زار کردهایبا او کدام درد من اظهار کردهایخواندن غزل ‹
- ۳۹۷شمارهٔ ۳۹۷ای مرغ سحر! حسرت بستان که داری؟این ناله به اندازهٔ حرمان که داری؟خواندن غزل ‹
