بخش
غزلیات وحشی بافقی
این بخش از «دیوان اشعار» وحشی بافقی است و ۳۹۷ مورد منتشرشده دارد (غزل ۳۹۷).
- مورد منتشرشده
- ۳۹۷
- صفحه
- ۲۵
ترتیب: صعودی · نزولی
پالایش بر پایهٔ وزن
- ۱۶۱شمارهٔ ۱۶۱گرچه میدانم که میرنجی و مشکل میشودگر نکوبی حلقه صد جا بر در دل میشودخواندن غزل ‹
- ۱۶۲شمارهٔ ۱۶۲شهر، بیم است کزین حسن پرآشوب شوداینقدر نیز نباید که کسی خوب شودخواندن غزل ‹
- ۱۶۳شمارهٔ ۱۶۳شکل مستانه و انکار شرابش نگریدتا ندانند که مست است ، شتابش نگریدخواندن غزل ‹
- ۱۶۴شمارهٔ ۱۶۴این دل که دوستی به تو خون خواره میکندخصمی به خود نه ، با من بیچاره میکندخواندن غزل ‹
- ۱۶۵شمارهٔ ۱۶۵گر ریخت پر عقابی ، فر هما بماندجاوید سایهٔ او بر فرق ما بماندخواندن غزل ‹
- ۱۶۶شمارهٔ ۱۶۶المنةلله که شب هجر سر آمدخورشید وصال از افق بخت برآمدخواندن غزل ‹
- ۱۶۷شمارهٔ ۱۶۷یار دور افتاده مان حل مراد ما نکردمدتی رفتیم و او یک بار یاد ما نکردخواندن غزل ‹
- ۱۶۸شمارهٔ ۱۶۸آنکس که دامن از پی کین تو بر زندبر پای نخل زندگی خود تبر زندخواندن غزل ‹
- ۱۶۹شمارهٔ ۱۶۹بازم غم بیهوده به همخانگی آمدعشق آمد و با نشأهٔ دیوانگی آمدخواندن غزل ‹
- ۱۷۰شمارهٔ ۱۷۰ملک دل را سپه ناز به یغما آمددیده را مژده که هنگام تماشا آمدخواندن غزل ‹
- ۱۷۱شمارهٔ ۱۷۱اغیار را آسان کشد عاشق چو ترک جان کندهر کس که از جان بگذرد بسیار خون آسان کندخواندن غزل ‹
- ۱۷۲شمارهٔ ۱۷۲خوش آن روزی که زنجیر جنون بر پای من باشدبه هر جا پا نهم از بیخودی غوغای من باشدخواندن غزل ‹
- ۱۷۳شمارهٔ ۱۷۳در اول عشق و جنون آهم ز گردون بگذردآغاز کردم اینچنین، انجام آن چون بگذردخواندن غزل ‹
- ۱۷۴شمارهٔ ۱۷۴نشانم پیش تیرش کاش تیرش بر نشان آیدکه پیشم از پی تیر خود آن ابرو کمان آیدخواندن غزل ‹
- ۱۷۵شمارهٔ ۱۷۵هم مگر فیض توام نطق و بیانی بدهددر خور شکر عطای تو زبانی بدهدخواندن غزل ‹
- ۱۷۶شمارهٔ ۱۷۶غم هجوم آورده میدانم که زارم میکشدوین غم دیگر که دور از روی یارم میکشدخواندن غزل ‹
