گر ریخت پر عقابی ، فر هما بماند
جاوید سایهٔ او بر فرق ما بماند
۱رفت آنکه لشکری را در حملهای شکستی
لشکر شکن اگر رفت کشور گشا بماند
۲ماه سپهر مسند ، شد از صف کواکب
مهر ستارهٔ خیل ، گردون لوا بماند
۳عباس بیک اعظم کز بار احتشامش
تا انقراض عالم گردون دو تا بماند
۴خان ضعیف پرور کز بهر حفظ جانش
بر چرخ عالمی را دست دعا بماند
۵خورشید خادم او ، گردون ملازم او
تا حشر این بزرگی، وین کبریا بماند
۶گردون ذخیره سازد گرد سم سمندش
کز بهر چشم گردون این توتیا بماند
۷گر دست تیغ فتنه گردون بلند سازد
خشک از نهیب عدلش اندر هوا بماند
۸گر جان گذاشت خالی نخل رسیدهٔ او
او هر دو تازه نخلش او را بجا بماند
۹این را به باغ دولت و آنرا به گلشن بخت
یارب که تا قیامت نشو و نما بماند
۱۰تو جاودان بمانی گر او نماند باقی
اقبال تو جهان را تا انتها بماند
۱۱وحشی همیشه ماند این زبدهٔ زمانه
تا هیچکس نماند تنها خدا بماند
۱۲