آیین دستگیری ز اهل جهان نیاید
بانگ درای همت زین کاروان نیاید
۱ای عندلیب خو کن با خار غم که هرگز
بوی گل مروت زین بوستان نیاید
۲بر حرف اهل حاجت گوش قبول بگشا
کاین حرف را نگوید کس تا به جان نیاید
۳ناچار گشته غربت دل را و گرنه هرگز
مرغی بود که یادش از آشیان نیاید
۴کم آیدم به خاطر همصحبتان جانی
کاتش به جان نگیرد دل در فغان نیاید
۵تیر دعا چه خوبست گر بر نشان توان زد
اما چه چاره سازم گر بر نشان نیاید
۶وحشی دگر نیاید سویم عروس دولت
روزی بیاید آخر گر این زمان نیاید
۷