غزلیات

شمارهٔ ۲۱۰ وحشی بافقی

مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن (مضارع مثمن اخرب)

آه شراره بارم کان از درون برآمد

ابریست آتش افشان کز بحر خون برآمد

۱

می‌کرد دل تفأل از مصحف جمالش

از زلف او به فالش جیم جنون برآمد

۲

فانوس وار ما را از شمع دل فروزی

آتش ز سینه سر زد دود از درون برآمد

۳

از لالهٔ جگر خون احوال کوهکن پرس

کان داغدار با او در بیستون برآمد

۴

از چشم پر فن او در یک فریب دادن

از عقل و هوشمندی سد ذوفنون بر آمد

۵

بر رسم داد خواهان زد دست بر عنانش

آیا ز دست وحشی این کار چون برآمد

۶

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف: برآمدقافیه: ـون۵ از ۶ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

  • برخی مصرع‌ها از الگو پیروی نمی‌کنند
  • با حروف قافیهٔ منبع هم‌خوان نیست

پایان مصرع‌ها

  1. برآمدبرآمد
  2. جمالشبرآمد
  3. فروزیبرآمد
  4. پرسبرآمد
  5. دادنآمد
  6. عنانشبرآمد

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ وحشی بافقی

۶۵۱ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۳۹۷ شعر) قرار دارد.