غزلیات

شمارهٔ ۲۱۱ وحشی بافقی

مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

کی اهل دل به کام خود از دوستان برند

تا کارشان به جان نرسد کی ز جان برند

۱

از ما برید یار به اندک حکایتی

چندان نبود این که ز هم دوستان برند

۲

شد گرم تا شنید ز ما سوز دل چو شمع

آه این چه حرف بود که ما را زبان برند

۳

آنکس که گشت باعث سوز فراق ما

یارب سرش به مجلس او شمعسان برند

۴

وحشی مبر به تیغ ز جانان که اهل دل

از هم نمی‌برند اگر از جهان برند

۵

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف احتمالی: برندقافیه: ـان۵ از ۵ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

«برند» به واژهٔ پیش از خود چسبیده است؛ ممکن است نشانهٔ جمع یا پسوند دستوری باشد نه ردیفی جدا. تشخیص نهایی با تحلیل ادبیِ انسانی است.

  • پایان مشترک ممکن است فقط یک پسوند دستوری باشد

پایان مصرع‌ها

  1. برندبرند
  2. حکایتیبرند
  3. شمعبرند
  4. مابرند
  5. دلبرند

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ وحشی بافقی

۶۵۱ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۳۹۷ شعر) قرار دارد.