غزلیات

شمارهٔ ۱۸۷ وحشی بافقی

مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

آیینهٔ جمال ترا آن صفا نماند

آهی زدیم و آینه‌ات را جلا نماند

۱

روزی که ما ز بند تو آزاد می‌شدیم

بودند سد اسیر و یکی مبتلا نماند

۲

دیگر من و شکایت آن بی وفا کز او

هیچم امیدواری مهر و وفا نماند

۳

سوی مصاحبان تو هرگز کسی ندید

کز انفعال چشم تو بر پشت پا نماند

۴

وحشی ز آستانهٔ او بار بست و رفت

از ضعف چون تحمل بار جفا نماند

۵

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف: نماندقافیه: ـا۵ از ۵ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

پایان مصرع‌ها

  1. نماندنماند
  2. می‌شدیمنماند
  3. اونماند
  4. ندیدنماند
  5. رفتنماند

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ وحشی بافقی

۶۵۱ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۳۹۷ شعر) قرار دارد.