این دل که دوستی به تو خون خواره میکند
خصمی به خود نه ، با من بیچاره میکند
۱بد خوییت به آخر دیدن گذاشته است
حالا نظر به خوبی رخساره میکند
۲این صید بی ملاحظه غافل از کمند
گردن دراز کرده چه نظاره میکند
۳این شیشهٔ ظریف که صد جا شکسته بیش
این اختلاط چیست که با خاره میکند
۴فردا نمایمش که سوی جیب جان رود
وحشی که جیب عاریتی پاره میکند
۵