شکل مستانه و انکار شرابش نگرید
تا ندانند که مست است ، شتابش نگرید
۱آنکه گوید نزدم جام و زد آتش به دلم
چهره افروختن و میل کبابش نگرید
۲سد گل تازه شکفتهست ز گلزار رخش
گل گل افتاده برو از می نابش نگرید
۳تا نپرسیم از آن مست که کی میزدهای
چین بر ابرو زدن و ناز و عتابش نگرید
۴آنکه میگفت به وحشی که منم زاهد شهر
گو بیایید به میخانه ، خرابش نگرید
۵