مرغ ما دوش سرایندهٔ بستانی بود
داشت گلبانگی و مشعوف گلستانی بود
۱دیده کز نعمت دیدار نبودش سپری
مگسی بود که مهمان سرخوانی بود
۲دست امید که یک بار نقابی نکشید
بود دور از سر و نزدیک به دامانی بود
۳آنکه از تشنگیش بود گذر بر ظلمات
تف نشان جگرش چشمهٔ حیوانی بود
۴ریشه تفسیدهٔ گیاهی ز لب کوثر رست
که ز ابرش هوس قطرهٔ بارانی بود
۵خویش را ساخته آماده سد شعله خسی
گرم همصحبتی آتش سوزانی بود
۶بود وحشی که ز رخسار تو شد قافیه سنج
یا نواساز گلی مرغ خوش الحانی بود
۷