کار خوبی نه بگفت دگران باید کرد
هر چه فرمان بدهد حسن چنان باید کرد
۱تیغ تیز و دل بیرحم چرا داده خدا
جوی خون بر در بیداد روان باید کرد
۲گاه باشد که مروت ندهد رخصت جور
چون بود مصلحت ناز همان باید کرد
۳سنت ملت خوبیست که با صاحب عشق
دوستی از دل و خصمی به زبان باید کرد
۴گو زبان درد سر عاشق و معشوق مده
چیست پوشیده از ایشان که چنان باید کرد
۵وحشی آزار حریفان کند از کم ظرفی
دفع بدمستیش از رطل گران باید کرد
۶