باده کو تا خرد این دعوی بیجا ببرد
بیخودی آید و ننگ خودی از ما ببرد
۱خوش بهشتیست خرابات کسی کان بگذاشت
دوزخ حسرت جاوید ز دنیا ببرد
۲ما و میخانه که تمکین گداییدر او
شوکت شاهی اسکندر و دارا ببرد
۳جام می کشتی نوح است چه پروا داریم
گرچه سیلاب فنا گنبد والا ببرد
۴جرعهٔ پیر خرابات بر آن رند حرام
که به پیش دگری دست تمنا ببرد
۵عرصهٔ ما به مروت که ز عالم کم شد
هدهدی کو که به سر منزل عنقا ببرد
۶شاخ خشکیم به ما سردی عالم چه کند
پیش ما برگ و بری نیست که سرما ببرد
۷خانه آتش زدگانیم ستم گو میتاز
آنچه اندوخته باشیم به یغما ببرد
۸وحشی از رهزن ایام چه اندیشه کنیم
ما چه داریم که از ما نبرد یا ببرد
۹