نزدیک ما سگان درت جا نمیکنند
مردم چه احتراز که از ما نمیکنند
۱رسم کجاست این ، تو بگو در کدام ملک
دل میبرند و چشم به بالا نمیکنند
۲رحمی نمیکنی، مگر این محرمان تو
اظهار حال ما به تو اصلا نمیکنند
۳لیلی تمام گوش و ندیمان بزم خاص
ذکر اسیر بادیه قطعا نمیکنند
۴این قرب و بعد چیست نه ما جمله عاشقیم
آنها چه کردهاند که اینها نمیکنند
۵عشق آن دقیقه نیست که از کس توان نهفت
مردم مگر نگاه به سیما نمیکنند
۶پند عبث بلاست بلی زیرکانه عشق
بیهوده جا به گوشهٔ صحرا نمیکنند
۷این طرفه بین که تشنه لبان را به قطرهای
سد احتیاج هست و تمنا نمیکنند
۸وحشی چه کردهای تو که خاصان بزم او
هرگز عنایتی به تو پیدا نمیکنند
۹