غزلیاتشمارهٔ ۲۱۲ وحشی بافقیشاعروحشی بافقیمجموعهغزلیاتقالبغزلوزنمفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)منبعویکیدرجآاندازهآروشنکاغذیشبکپی متنذخیرهاشتراکافزودن به مقایسههدیه دادن این شعراشعار همقافیهنمای کتابیکارت تصویریز عشق من به تو اغیار بدگمان شدهاندکرشمههای نهان را نگاهبان شدهاند۱حمایتی که حریفان بزم در بد منتمام متفق و جمله همزبان شدهاند۲عجب که بادهٔ رشکی نمیرود در جامکه سخت مجلسیان تو سرگران شدهاند۳رقابت است که چون در دلی به کینه نشستکسی ندید که من بعد مهربان شدهاند۴همه برای تو دارند نکتهها وحشیجماعتی ز حریفان که نکته دان شدهاند۵