چرا ستمگر من با کسی جفا نکند
جفای او همه کس میکشد چرا نکند
۱فغان ز سنگدل من که خون سد مظلوم
به ظلم ریزد و اندیشه از خدا نکند
۲چه غصهها که نخوردم ز آشنایی تو
خدا ترا به کسی یارب آشنا نکند
۳کدام سنگدل از درد من خبر دارد
که با وجود دل سخت گریهها نکند
۴کشیده جام و سر بیگنه کشی دارد
عجب که بر نکشد تیغ و قصد ما نکند
۵به جای خویش نیامد مرا چو وحشی دل
اگر ز تیر تو پیکان به سینه جا نکند
۶