غزلیات

شمارهٔ ۲۱۷ وحشی بافقی

مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

به لب بگوی که آن خندهٔ نهان نکند

مرا به لطف نهان تو بد گمان نکند

۱

تو خود مرا چه کنی لیک چشم را فرمای

که آن نگه که تو کردی زمان زمان نکند

۲

تو رنجه‌ای زمن و میل من ولی چکنم

بگو که ناز توام دست در میان نکند

۳

گرم مجال نگاهی بود زمان چکنم

حکایتی که نگه می‌کند زبان نکند

۴

هزار سود در این بیع هست خواهی دید

مرا بخر که خریدار من زیان نکند

۵

جفا و هر چه کند گو به من خداوند است

ولیک نسبت ما را به این و آن نکند

۶

بس است جور ز صبر آزمود وحشی را

هزار بار کسی را کس امتحان نکند

۷

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف احتمالی: نکندقافیه: ـان۶ از ۷ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

«نکند» به واژهٔ پیش از خود چسبیده است؛ ممکن است نشانهٔ جمع یا پسوند دستوری باشد نه ردیفی جدا. تشخیص نهایی با تحلیل ادبیِ انسانی است.

  • پایان مشترک ممکن است فقط یک پسوند دستوری باشد
  • برخی مصرع‌ها از الگو پیروی نمی‌کنند

پایان مصرع‌ها

  1. نکندنکند
  2. فرماینکند
  3. چکنمنکند
  4. چکنمنکند
  5. دیدنکند
  6. استنکند
  7. رانکند

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ وحشی بافقی

۶۵۱ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۳۹۷ شعر) قرار دارد.