غزلیاتشمارهٔ ۱۶۶ وحشی بافقیشاعروحشی بافقیمجموعهغزلیاتقالبغزلوزنمفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)منبعویکیدرجآاندازهآروشنکاغذیشبکپی متنذخیرهاشتراکافزودن به مقایسههدیه دادن این شعراشعار همقافیهنمای کتابیکارت تصویریالمنةلله که شب هجر سر آمدخورشید وصال از افق بخت برآمد۱سد شکر که زنجیری زندان جداییاز حبس فراق تو سلامت بدرآمد۲شد نوبت دیدار و زدم کوس بشارتیعنی که دعای سحری کارگر آمد۳جان بود ز هجر تو مهیای هزیمتاین بود که ناگاه ز وصلت خبرآمد۴بیخود شده بود از شعف وصل تو وحشیزو درگذر ار او به درت دیرتر آمد۵