گل چیست اگر دل ز غم آزاد نباشد
از گل چه گشاید چو دلی شاد نباشد
۱خواهم که ز بیداد تو فریاد برآرم
چندان که دگر طاقت فریاد نباشد
۲شهری که در او همچو تو بیدادگری هست
بیدادکشان را طمع داد نباشد
۳پروانه که و ، محرمی خلوت فانوس
چون در حرم شمع ره باد نباشد
۴سنگی به ره توسن شیرین نتوان یافت
کاتش به دلش از غم فرهاد نباشد
۵وحشی چه کنی ناله که معمور نشد دل
بگذار که این غمکده آباد نباشد
۶