بخش

غزلیات وحشی بافقی

این بخش از «دیوان اشعار» وحشی بافقی است و ۳۹۷ مورد منتشرشده دارد (غزل ۳۹۷).

مورد منتشرشده
۳۹۷
صفحه
۲۵

ترتیب: صعودی · نزولی

پالایش بر پایهٔ وزن (۱۶ وزن)

اشعار (۳۹۷ مورد · نمایش ۳۰۵ تا ۳۲۰)

  1. ۳۰۵شمارهٔ ۳۰۵صبرم نماند و نیست دگر تاب فرقتمخوش بر سر بهانه نشسته‌ست طاقتمخواندن غزل ‹
  2. ۳۰۶شمارهٔ ۳۰۶کی بود کز تو جان فکاری نداشتمدرد دلی و نالهٔ زاری نداشتمخواندن غزل ‹
  3. ۳۰۷شمارهٔ ۳۰۷آتش به جگر زان رخ افروخته دارموین گریهٔ تلخ از جگر سوخته دارمخواندن غزل ‹
  4. ۳۰۸شمارهٔ ۳۰۸چه‌ها با جان خود دور از رخ جانان خود کردممگر دشمن کند این‌ها که من با جان خود کردمخواندن غزل ‹
  5. ۳۰۹شمارهٔ ۳۰۹دیریست که رندانه شرابی نکشیدیمدر گوشهٔ باغی می نابی نکشیدیمخواندن غزل ‹
  6. ۳۱۰شمارهٔ ۳۱۰جانا چه واقعست بگو تا چه کرده‌ایمبا ما چه شد که بد شده‌ای ما چه کرده‌ایمخواندن غزل ‹
  7. ۳۱۱شمارهٔ ۳۱۱من که چون شمع از تف دل جانگدازی می‌کنمگر سرم برداری از تن سرفرازی می‌کنمخواندن غزل ‹
  8. ۳۱۲شمارهٔ ۳۱۲گو جان ستان از من که من تن در بلای او دهمپیکر به خون اندر کشم جان خونبهای او دهمخواندن غزل ‹
  9. ۳۱۳شمارهٔ ۳۱۳صد دشنه بر دل می‌خورم وز خویش پنهان می‌کنمجان گریه بر من می‌کند من خنده بر جان می‌کنمخواندن غزل ‹
  10. ۳۱۴شمارهٔ ۳۱۴آورده اقبالم دگر تا سجدهٔ این در کنمشکرانهٔ هر سجده‌ای صد سجدهٔ دیگر کنمخواندن غزل ‹
  11. ۳۱۵شمارهٔ ۳۱۵کاری مکن که رخصت آه سحر دهموین تند باد را به چراغ تو سردهمخواندن غزل ‹
  12. ۳۱۶شمارهٔ ۳۱۶ما اجنبی ز قاعدهٔ کار عالمیمبیهوده گرد کوچه و بازار عالمیمخواندن غزل ‹
  13. ۳۱۷شمارهٔ ۳۱۷نه من از تو مهر خواهم نه تو بگذری ز کین همنه تر است این مروت نه مراست چشم این همخواندن غزل ‹
  14. ۳۱۸شمارهٔ ۳۱۸دل پر حسرت از کوی تو برگردیدم و رفتمنشد پابوس روزی آستان بوسیدم و رفتمخواندن غزل ‹
  15. ۳۱۹شمارهٔ ۳۱۹یک همدم و همنفس ندارممی‌میرم و هیچ کس ندارمخواندن غزل ‹
  16. ۳۲۰شمارهٔ ۳۲۰چو دیدم خوار خود را از در آن بیوفا رفتمرسد روزی که قدر من بداند حالیا رفتمخواندن غزل ‹