بخش
غزلیات وحشی بافقی
این بخش از «دیوان اشعار» وحشی بافقی است و ۳۹۷ مورد منتشرشده دارد (غزل ۳۹۷).
- مورد منتشرشده
- ۳۹۷
- صفحه
- ۲۵
ترتیب: صعودی · نزولی
پالایش بر پایهٔ وزن
- ۱۲۹شمارهٔ ۱۲۹هر چند ناز کردی ، نیازم زیاده شددردم فزود و سوز و گدازم زیاده شدخواندن غزل ‹
- ۱۳۰شمارهٔ ۱۳۰هلاکم ساز گر بر خاطرت باری ز من باشدکه باشم من که بار خاطر یاری ز من باشدخواندن غزل ‹
- ۱۳۱شمارهٔ ۱۳۱مهرم ز حرمان شد فزون شوقی ز حسرت کم نشدهر چند حسرت بیش شد شوق و محبت کم نشدخواندن غزل ‹
- ۱۳۲شمارهٔ ۱۳۲ملول از زهد خویشم ساکن میخانه خواهم شدحریف ساغر و هم مشرب پیمانه خواهم شدخواندن غزل ‹
- ۱۳۳شمارهٔ ۱۳۳اینست کزو رخنه به کاشانهٔ من شدتاراجگر خانهٔ ویرانه من شدخواندن غزل ‹
- ۱۳۴شمارهٔ ۱۳۴خوش آن کو غنچه سان با گلعذاری همنشین باشدصراحی در بغل جام میش در آستین باشدخواندن غزل ‹
- ۱۳۵شمارهٔ ۱۳۵گل چیست اگر دل ز غم آزاد نباشداز گل چه گشاید چو دلی شاد نباشدخواندن غزل ‹
- ۱۳۶شمارهٔ ۱۳۶به راز عشق زبان در میان نمیباشدزبان ببند که آن جا بیان نمیباشدخواندن غزل ‹
- ۱۳۷شمارهٔ ۱۳۷دوشم از آغاز شب جا ، بر در جانانه بودتا به روزم چشم بر بام و در آن خانه بودخواندن غزل ‹
- ۱۳۸شمارهٔ ۱۳۸امروز ناز را به نیازم نظر نبودزان شیوههای خاص یکی جلوهگر نبودخواندن غزل ‹
- ۱۳۹شمارهٔ ۱۳۹چو شمع شب همه شب سوز و گریه زانم بودکه سرگذشت فراق تو بر زبانم بودخواندن غزل ‹
- ۱۴۰شمارهٔ ۱۴۰ماه من گفتم که با من مهربان باشد، نبودمرهم جان من آزرده جان باشد، نبودخواندن غزل ‹
- ۱۴۱شمارهٔ ۱۴۱مرغ ما دوش سرایندهٔ بستانی بودداشت گلبانگی و مشعوف گلستانی بودخواندن غزل ‹
- ۱۴۲شمارهٔ ۱۴۲آنچه کردی ، آنچه گفتی غایت مطلوب بودهر چه گفتی خوب گفتی هر چه کردی خوب بودخواندن غزل ‹
- ۱۴۳شمارهٔ ۱۴۳بود آن وقتی که دشنام تو خاطر خواه بودبنده بودیم و زبان ماجرا کوتاه بودخواندن غزل ‹
- ۱۴۴شمارهٔ ۱۴۴آن مستی تو دوش ز پیمانهٔ که بودچندین شراب در خم و خمخانهٔ که بودخواندن غزل ‹
