غزلیات

شمارهٔ ۱۳۹ وحشی بافقی

مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

چو شمع شب همه شب سوز و گریه زانم بود

که سرگذشت فراق تو بر زبانم بود

۱

شد آتش جگرم پیش مردمان روشن

ز خون گرم که در چشم خونفشانم بود

۲

به التفات تو دارم امیدواریها

ولی ز خوی تو ایمن نمی‌توانم بود

۳

ستم گذشته ز اندازه ورنه کی با تو

کدام روز دگر اینقدر فغانم بود

۴

زبان خامهٔ من سوخت زین غزل وحشی

مگر زبانه‌ای از آتش نهانم بود

۵

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف: بودقافیه: ـانم۵ از ۵ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

پایان مصرع‌ها

  1. بودبود
  2. روشنبود
  3. امیدواریهابود
  4. توبود
  5. وحشیبود

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ وحشی بافقی

۶۵۱ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۳۹۷ شعر) قرار دارد.