بخش

غزلیات وحشی بافقی

این بخش از «دیوان اشعار» وحشی بافقی است و ۳۹۷ مورد منتشرشده دارد (غزل ۳۹۷).

مورد منتشرشده
۳۹۷
صفحه
۲۵

ترتیب: صعودی · نزولی

پالایش بر پایهٔ وزن (۱۶ وزن)

اشعار (۳۹۷ مورد · نمایش ۲۲۵ تا ۲۴۰)

  1. ۲۲۵شمارهٔ ۲۲۵گو حرمت خود، ناصح فرزانه نگه دارخود را ز زبان من دیوانه نگه دارخواندن غزل ‹
  2. ۲۲۶شمارهٔ ۲۲۶جستم از دام ، به دام آر گرفتار دگرمن نه آنم که فریب تو خورم بار دگرخواندن غزل ‹
  3. ۲۲۷شمارهٔ ۲۲۷عزلت ما شده سر تاسر دنیا مشهورقاف تا قاف بود عزلت عنقا مشهورخواندن غزل ‹
  4. ۲۲۸شمارهٔ ۲۲۸شده‌ام سگ غزالی که نگشته رام هرگزمگسی ز انگبینش نگرفته کام هرگزخواندن غزل ‹
  5. ۲۲۹شمارهٔ ۲۲۹مست آن ترک به کاشانه من بود امروزوه چه غوغا که نه در خانهٔ من بود امروزخواندن غزل ‹
  6. ۲۳۰شمارهٔ ۲۳۰دوش پر عربده‌ای بود و نه آنست امروزنگهش قاصد سد لطف نهانست امروزخواندن غزل ‹
  7. ۲۳۱شمارهٔ ۲۳۱ای دل بی جرم زندانی، تو در بندی هنوزآرزو کردت به این حال آرزومندی هنوزخواندن غزل ‹
  8. ۲۳۲شمارهٔ ۲۳۲وه که دامن می‌کشد آن سرو ناز از من هنوزریخت خونم را و دارد احتراز از من هنوزخواندن غزل ‹
  9. ۲۳۳شمارهٔ ۲۳۳گرچه دوری می‌کنم بی‌صبر و آرامم هنوزمی‌نمایم اینچنین وحشی ولی رامم هنوزخواندن غزل ‹
  10. ۲۳۴شمارهٔ ۲۳۴هست از رویت مرا سد گونه حیرانی هنوزوز سر زلف تو انواع پریشانی هنوزخواندن غزل ‹
  11. ۲۳۵شمارهٔ ۲۳۵شرح ضعفم از سگان آستان خود بپرساز کسان یک بار حال ناتوان خود بپرسخواندن غزل ‹
  12. ۲۳۶شمارهٔ ۲۳۶مغرور کسی به که درت جا نکند کسوصلی که محالست تمنا نکند کسخواندن غزل ‹
  13. ۲۳۷شمارهٔ ۲۳۷ای دل به بند دوری او جاودانه باشای صبر پاسبان در بند خانه باشخواندن غزل ‹
  14. ۲۳۸شمارهٔ ۲۳۸عشق می‌فرمایدم مستغنی از دیدار باشچند گه با یار بودی، چند گه بی یار باشخواندن غزل ‹
  15. ۲۳۹شمارهٔ ۲۳۹تن اگر نبود ز نزدیکان چو شد گو دور باشدیده در وصل است پا از بزم گو مهجور باشخواندن غزل ‹
  16. ۲۴۰شمارهٔ ۲۴۰ترک ما کردی برو هم‌صحبت اغیار باشیار ما چون نیستی با هر که خواهی یار باشخواندن غزل ‹