غزلیاتشمارهٔ ۲۲۹ وحشی بافقیشاعروحشی بافقیمجموعهغزلیاتقالبغزلوزنفعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)منبعویکیدرجآاندازهآروشنکاغذیشبکپی متنذخیرهاشتراکافزودن به مقایسههدیه دادن این شعراشعار همقافیهنمای کتابیکارت تصویریمست آن ترک به کاشانه من بود امروزوه چه غوغا که نه در خانهٔ من بود امروز۱وای بر غیر اگر یک دو سه روزی ماندبا من این نوع که جانانهٔ من بود امروز۲بی لبت خون دلی بود که دورم میدادمی که در ساغر و پیمانهٔ من بود امروز۳بسکه شب قصهٔ دیوانگی از من سر زدبر زبان همه افسانهٔ من بود امروز۴شرح ویرانگی جغد غم از وحشی پرسزانکه یک لحظه به ویرانهٔ من بود امروز۵