غزلیات

شمارهٔ ۱۹۱ وحشی بافقی

مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

سرخی‌ای کان ز نی تیر تو پیدا باشد

رنگ خونابهٔ خم جگر ما باشد

۱

رازها دارم و زان بیم که بدنام شود

می‌کنم دوری از آن شوخ چو تنها باشد

۲

چون دهم جان کفنم پینهٔ مرهم گردد

بسکه از تیغ توام زخم بر اعضا باشد

۳

ای خوش آن ناز که چون بر سر غوغا باشی

اثر خنده ز لب‌های تو پیدا باشد

۴

چون تو در دیده نشینی نرود اشک بلی

کی رود طفل زجایی که تماشا باشد

۵

میرم از دغدغه چون غیر نباشد پیدا

که مبادا حرم وصل تواش جا باشد

۶

گل گل از سنگ جنون گشت تن ما وحشی

آری آری گل دیوانگی اینها باشد

۷

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف: باشدقافیه: ـا۷ از ۷ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

پایان مصرع‌ها

  1. باشدباشد
  2. شودباشد
  3. گرددباشد
  4. باشیباشد
  5. بلیباشد
  6. پیداباشد
  7. وحشیباشد

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ وحشی بافقی

۶۵۱ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۳۹۷ شعر) قرار دارد.